سریال مرگ تدریجی یک رویا رو بسیار زیاد دوست دارم، یعنی در لفافهی این دوست داشتن یک جور هم ذات پنداری هست که می کشاندم برای دیدن ؛ اول اینکه باید مثل من تجربهای تلخ از زندگی دو آدم به اصطلاح جا افتاده و تحصیل کرده و به قول خودشان متمدن، (که هر کدام تحصیلات دانشگاهیشون رو در معتبرترین دانشگاههای ایران گذراندن)؛ اما با عقاید مذهبی متفاوت با هم ازدواج کردند، را در کنارت داشته باشیو دیده باشی و تنت هزار بار به خاطر دعواها و مرافعه ها و حکم احضاریه دادگاه و حضانت بچه و نفقه و اجره المثل و شورای حل اختلاف و یک بچه بدون مادر و هزار کوفت و زهرمار دیگر لرزیده باشد تا این سریال فریدون جیرانی را کاملا درک کنی هر چند که به نظرم در این سریال مرد ایرانی خیلی ایده آلیست به تصویر کشیده شده است و دوم اینکه بعد ازمدتها سریالی جدید از سیما پخش می شود که با علایق و دغدغه های طبقه متوسط و روشنفکری تاحدودی مرتبط است، غیر ازتم این مجموعه که تضاد عشق با تمایزات ارزشی - طبقاتی است و تضاد و تقابل دو فرد با دو فرهنگ متفاوت (یکی مذهبی و دیگری تقریبا بدون داشتن گرایشات مذهبی) را به تصویر می کشد که تضادی جالب و مبتلا به جامعه ایرانی است، ازبعد حرفه ای و تکنیکی هم واجد نوآوری هایی است،ازجمله اینکه تيتراژ ابتدايي با ارائه خلاصه قسمتهاي قبلي شروع ميشود. جيراني تيتراژ را با استفاده از روش تقسيم پرده (اسلپ اسكرين) طراحي كرده است که دوتکه تصویر و از دو زاویه به شکل همزمان پخش می شود. بهر حال دراین آشفته بازار مجموعه های سیما این مجموعه غنمیت است .

